گر بر تن من زبان شود هر مویی            یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

 

 

سهراب در دوره حیاتش مصاحبه زیادی با روزنامه­ها نداشته ولی سعی دارم خاطرات دیگران با سهراب و نقدهایی که بر شعرها و نقاشیهای او شده را در وبلاگ بزارم .

نقاشیهای سهراب مانند شعرهای او بسیار زیباست و سهراب علاقه بسیار زیادی نیز به نقاشی داشته نقاشیهای او از طبیعت و ترکیب از شکل هندسی است.

سهراب درکتاب آبی خود از علاقه خود به نقاشی را اینچنین بیان می­کند.

 

 در مدرسه تنها یک بار چوب خوردم آن هم به جرم نقاشی فریاد معلم بلند بود که کودن همه درسهایت خوب است عیب تو این است که نقاشی می­کنی.

 

خاطره­ای پروانه سپهری خواهر سهراب

من سهراب را بیشتر از دوران دبیرستان به یاد دارم که آرام بود و محجوب احساساتی نبود اما مزاحمتی برای کسی ایجاد نمی­کرد و بسیار پر جنب و جوش بود. مورچه را از مسیر آب نجات می­داد. و از غرق شدن زنبور در زیر هجوم فواره ها جلوگیری می­کرد. فوق العاده منظم بود. بعضی وقتها آرزو می­کرد کاش روز طولانی­تر از 24 ساعت باشد صبح زود از خواب بر می­خاست. اتاقش را منظم می­کرد. و با وسواس خاصی همه لوازم مورد نیازش را در جای خودشان قرار می­داد .

 

خاطره­ای از مهدی قراچه داغی ( خواهرزاده سهراب)

سهراب در خانواده­ای دانش دوست و با سابقه­ای طولانی از ارادت به فرهنگ و هنر دیده به جهان گشود مادربزرگش شاعره­ای بود و پدر بزرگش مورخ نامی و نویسنده نواسخ التواریخ از کودکی عاشق شعر و نقاشی بود به طوری که نخستین شعرش را در هشت سالگی سروده است سهراب شیفة ورزش بود از تماشای مسابقات ورزشی لذت می­برد کمتر بعدازظهر جمعه­ای بود که با هم به تماشای مسابقه­ای نرویم  و یا در مقابل صفحه تلوزیون به تماشای برنامه­های ورزشی ننشسته باشیم .

سهراب روزی برایم گفت: آن روزها که هنوز جوان بودم چند هفته­ای به استخدام سازمان مبارزه با آفات در آمدم اتفاقاً در همین مدت ملخها به روستایی هجوم آورده بودند مرا برای مبارزه با ملخها فرستادند عجب مبارزه­ای زیر درخت توت همة حواسم به این که خدای ناکرده پایم ملخ را له نکند .

یکی از خصوصیات اخلاقی سهراب نظافت و آراستگی وی بود هرگز غباری بر ورقی از کتابهای کتابخانه­اش نمی­نشست کفش را دوست داشت و آن را با سلیقة خاصی انتخاب می­کرد. لباسهایش ضمن آراستگی، بسیار ساده و بدون زرق و برق بود. به قول یکی از دوستانش حتی یک روز هم او را با کروات و لباسهای شق و رق ندیده­ام همواره ساده و ساده پوش بود. سهراب آشنایی کامل به زبانهای اروپایی داشت و دست کم همه روزه چند ساعتی را به خواندن کتابها و نشریات فرانسه و انگلیسی زبان می­گذرانید ولی با همه این تفاضیل این کاربرد واژه­های خارجی در نوشته­هایش پرهیز می ­نمود در صحبتهای دوستانه هم تنها بر سیاق طنز از واژه­های غربی استفاده می­نمود.

به نقل از کتاب نگاهی به سهراب سپهری نوشته سیروس شمیسا 

 


 

نوشته شده توسط رها در یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 5:44 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت